على اصغر شميم
509
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
« گزارش مستر چرچيل از تهران به وزير خارجهى انگلستان : موافق دستور شما من امروز به اتفاق مسيو بارناوسكى به باغشاه رفتم . من در راه يادداشتى را كه تهيه شده بود تا به شاه داده شود ، به بارناوسكى نشان دادم ، او موافقت كرد . همينكه به حضور شاه رسيديم ، مسيو بارناوسكى پيغام سفارتين را به شاه ابلاغ كرد . شاه در جواب گفت : اطمينان مرا به اطلاع دولتهاى خودتان برسانيد كه من با افتتاح مجلس مخالف نيستم و اقدامى كه در گذشته كردم ، بر ضد رولوسيونرها ( انقلابيون ) و انجمنها و مفسدين ، عموما بوده و مقصودم نگاهدارى مشروطيت است كه من خود قانون آن را امضا كردهام » . پيامها و فشارهاى ديپلماسى و رعب و هراسى كه از شكست نيروهاى دولتى در بريز ، بر محمد شاه مستولى شده بود ، او را بر آن داشت كه بار ديگر به خدعه و نيرنگ متوسل شود . اعمال و رفتار شاه بر كسى پوشيده نبود و همه مىدانستند كه در نظر كسى كه سوگند به قرآن را بشكند ، پيمان شكستن و زير بار مهر و امضا خود زدن بسيار آسان است . معذلك صدور دستخط شاهانه در شعبان 1326 قمرى بار ديگر روزنهى اميدى در دل آزادىخواهان و مليون بهويژه در تهران كه تمام ثقل و فشار دستگاه استبداد بر آن وارد مىآمد باز كرد . دستخط محمد على شاه از اين قرار بود : « جناب صدراعظم - پس از اينكه دولت محض استقرار نظم در مملكت و جلوگيرى از مفسدين و انجمنها و اشخاص لامذهب كه باعث اذيت مردم بودند ، مجلس را منحل نمود . ما قول داديم كه پس از اعادهى نظم و قلع و قمع رولوسيونرها و انجمنها و استقرار امنيت و خاموشى اهالى مجلسى منعقد نماييم كه قوانين آن مقتضى با اوضاع مملكتى و قوانين مقدس اسلام بوده و حامى و مروّج عدالت گردد ، تا اينكه ما بتوانيم تمام طبقات رعاياى خود را كه نگاهدارى آنها از طرف خداى تعالى به ما واگذار شده در صلح و آسايش نگاه داشته و مفسدين را قلع و قمع نموده و آيين مقدس اسلام را كه اولين وظيفهى ماست حفظ و حراست نماييم . حتى به تمام نمايندگان دول متحاربه هم اينطور اعلان كرديم . اكنون كه موقع انعقاد آن مجلس نزديك شده ما به جناب شما اخطار مىنماييم كهمجلس با شروط معين و محدود ، موافق مقتضيات مملكت كه قوانين او بر وفق شرع انور اسلام باشد و از بروز اغتشاش جلوگيرى كند در نوزدهم شهر شوال منعقد خواهيم نمود . لذا به تمام اهالى مملكت و تمام طبقات رعايا اعلام مىنمايد كه چون خدا شخص مقدس ما را حافظ مملكت و مردم و تاجوتخت و حامى مذهب قرار داده و نظر ما اين است كه طريقهى عدالت پيغمبر را پيش گيريم اين است كه به مردم امر نموده و حكم مىكنم كه مجلسى مركب از اشخاص متدين تأسيس شود . به وسيلهى اين مجلس كه موافق شرع خواهد بود مردم راحت